فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )

36

دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )

بازرگانان داده نمىشد روشن نيست ، ولى بخش عمده‌اى از متون مربوط به دريانوردى بايد بر اثر سهل‌انگارى يا خصومت از ميان رفته باشد . ه ) بيرونى و معاصران او قرن پنجم را مىتوان اوج رونق جغرافياى مسلمانان دانست . در اين دوره ، دانش جغرافيايى مسلمين ، اعم از آنچه از يونانيان و ديگران اقتباس كرده ، يا خود از طريق پژوهش و مشاهده و مسافرت به دست آورده بودند ، در بالاترين سطح پيشرفت قرار داشت . علاوه بر اين ، متون جغرافيايى در ميان نوشته‌هاى عربى جايگاهى خاص داشت و راه و روشها و معيارهاى گوناگونى براى ارائهء مطالب جغرافيايى تنظيم و تدوين گرديد . اهميت سهم بيرونى در جغرافياى مسلمين از دو جهت است : يكى اينكه خلاصه‌اى انتقادى از كليهء معلومات جغرافيايى بود كه تا زمان او جمع‌آورى شده بود ، و چون او بر منابع و مدارك يونانى و هندى و ايرانى ، كه به توسعهء جغرافيا كمك كرده بود احاطه داشت و با منابع عربى نيز كاملا آشنا بود ، به مطالعهء تطبيقى در جغرافيا پرداخت . او اشاره مىكند كه يونانيان ورزيده‌تر از هنديانند ، و بنابراين غرضش اين است كه راه و روشهاى يونانيان را بايد پذيرفت . ولى در اين‌باره تعصبى نداشت و خود صاحب آراى مهمى بود كه با نظريات يونانيان منطبق نبود . دوم اينكه به عنوان يك منجم ، نه فقط مختصات جغرافيايى چندين شهر را محاسبه كرد ، بلكه اندازهء يك درجه عرض جغرافيايى را نيز محاسبه كرد ، و با اين اقدام يكى از مهمترين عمليات مسّاحى را در تاريخ نجوم مسلمانان انجام داد . وى در زمينهء جغرافياى عمومى ، طبيعى و انسانى نيز پيشرفتهاى نظرى قابل توجهى پديد آورد . همانگونه كه گذشت ، وى